این من هستم

Thanks God... Thanks God... Thanks God

Uncinula

عامل بیماری: Uncinula necator

علایم بیماری:

علایم بیماری سفیدک حقیقی در روی همه ی اندامهای هوایی جوان ظاهر می گردد.
علایم این ابتدا به صورت لکه های سفید در سطح فوقانی برگ ظاهر می شود و سپس روی آنها کنیدیوفورهای قارچ به صورت پودر یا پوشش آردی ظاهر می گردنداگر بیماری تشدید یابد سطح تحتانی برگها نیز ممکن است به سمت بالا لوله شود.برگهای آلوده در تابستان قهوه ا ی شده زودتر از پائیز خزان می کنند. علائم بیماری درون سر شاخه های جوان نیز به صورت لکه های سفید ظاهر می گردند.در پائیز لکه ها به رنگ قهوه ای مایل به سیاه در می آیند.
قارچ روی غوره ها را به صورت پودر سفید رنگی می پوشاند. حبه ها ترش و نارس باقی می مانند .در حبه های رسیده تر آن قسمت از پوست حبه که آلوده به بیماری است رشد نمی کند ولی در اثر رشد مداوم قسمت سالم حبه ترک خورده و دانه آن نمایان می گردد.
بهترین راه مبارزه علیه سفیدک حقیقی مو استفاده از گل گوگرد و یا گوگرد قابل حل در آب مانند لوزال به نبت چهار در هزار می باشد.
گل گوگرد در دمای بیشتراز 21 درجه سانتی گراد تصعید می شود و گاز حاصل روی قارچ موثر است. دردمای بالاتر از 30 درجه سانتی گراد مقدار گاز حاصل شده زیاد بوده ممکن است سبب سوختگی شود .
گل گوگرد را بهتر است در فصل زراعی سه نوبت زیر به هنگام صبح به کار برد:
نوبت اول:موقعی که جوانه ها تازه روییده اند و در رویهر شاخه 4 تا 10 برگ وجود دارد.در این نوبت 15 کیلو گرم گل گوگرد در هکتار مصرف می شود.
نوبت دوم:در موقع گل دادن موستان به نسبت 30 کیلوگرم در هکتار مصرف می شود.
نوبت سوم:موقعی است که غوره های ترش ظاهر شده یعنی حدوددو تا سه هفته پس از سمپاشی نوبت دوم به نسبت 45 کیلوگرم در هکتار مصرف می گردد.در مناطق خشک که احتمال گیاه سوزی در اثر مصرف گوگرد باشد بهتر است از قارچ کش کاراتان به نسبت 1تا 1.5 در هزار علیه این بیماری استفاده نمود.

سفیدک پودری انگور (سیاه بور) Grapevine powdery mildew


بیماری در مناطق مختلف ایران نامهای متفاوتی چون کفک (در رشت)، سیاه‌ بور (اصفهان)، سفیدک (شیراز)، شته (کاشان) دارد. طبق بعضی ازشواهد و مدارک، اصلِ بیماری ازسرزمین ژاپن است. اولین بار قارچ عامل در سال 1834از امریکای شمالی گزارش شده است ولی بیماری درامریکا از اهمیت چندانی برخوردار نبود. بیماری برای اولین بار درسال 1845 درناحیه بریتانیای کبیر در گلخانه‌های Margate توسط باغبان انگلیسی به نام Tucker مشاهده شده است. شدیدترین اپیدمیهای آن مربوط به کشورهای اروپایی به خصوص کشور فرانسه، اسپانیا وایتالیا است که دربعضی ازسالها محصول تاکستانها را به کمتر از یک چهارم کاهش داده است. بیماری در ایران برای اولین بار درسالهای 51- 1250 در رضائیه مشاهده شده است. اکنون بیماری در تمام نقاط انگورخیز کشور دیده می‌شود.

عامل بیماری قارچ Uncinula necator است که میسلیوم قارچ کاملاً سطحی است و مواد غذایی خود را بوسیله هاستوریم(مکه) تأمین می‌نماید؛ همچنین این مکه‌ها برای تثبیت قارچ درسطح نبات بکار می‌رود. زمستانگذرانی قارچ به صورت میسیلیوم درداخل جوانه‌هاست. البته در مناطق سرد زمستانگذرانی بصورت پریتسیوم نیز می‌باشد.

شدت بیماری موقعی که جوانه‌ها متراکمند یا رطوبت بالاست و جاهای که سایه‌دار است بیشتر است. در اثر حمله قارچ کیفیت و کمیت میوه کاهش یافته، همچنین باعث حساسیت درخت به سرما می‌شود. قارچ به میوه، برگ، خوشه، جوانه، پیچکها، دم میوه و شاخه‌های جوان حمله می‌کند. در اثر حمله پوششهای سفید و خاکستری روی اندامهای گیاه دیده می‌شود. در روی برگ لکه‌هایی محدود را ایجاد می‌کند که در آخر فصل این لکه‌ها نکروزه می‌گردند. حمله قارچ به غوره‌ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلی و خارجی باعث ترکیدن میوه می‌گردد وپیش از آنکه غوره‌ها به نصف اندازه حقیقی برسند می‌ریزند. میوه‌های رسیده مورد حمله قارچ قرار نمی‌گیرند. خوشه‌های سفیدک زده کمی سیاه و سبک هستند. اگر بیماری هنگام گل و قبل از آن شدید شود گلها می ریزند و دانه تشکیل نمی‌شود. حبه‌ها کوچک مانده و رشد نمی‌کنند و آبدار نمی‌شوند غالباً حبه‌ها ترک خورده و می پوسند. سفیدک مو درشرایط خشک بدون ترک خوردن باعث زودرسی انگور می‌شود. درهوای مرطوب شکافها روی انگور یا غوره زود پیدا می‌شود.

کنترل:

1- گوگرد میکرونیزه ---------- kg90- 60 در هکتار

مبارزه با گوگرد در 3 نوبت انجام می‌شود. نوبت اول در 7- 6 برگی جوانه‌ها به میزان 15-10 کیلوگرم. نوبت دوم بعد از ریختن گلبرگها و بسته شدن دانه به میزان 30-20 کیلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به میزان 40-30 کیلو، در صورت انبوهی تاکستان تا 60 کیلوگرم قابل افزایش است.

2- سولفور(الوزان- کوزان) wp80-90 % و 4-3 درهزار

3- دینوکاپ(کاراتان) FN-57 wp 18.25 % و 1 درهزار

4- پنکونازول(توپاز) EW 20 % و 0.125 درهزار

5- هگزاکونازول(انویل) SC 5 % و0.25 درهزار

6- نوآریمول(تریمیدال) EC 9 % 2/0 درهزار

توصیه‌ها: دینوکاپ در نوبت اول که هوا خنکتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهای بعدی که هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بین بردن علفهای هرز ، جهت کاهش رطوبت و تهویه باغ در کاهش بیماری موثر است.

 

http://grape.cas.psu.edu/Diseases/powdery%20mildew/powdery%20mildew%20leaf2.jpg

 

http://www.mycolog.com/4b%20Uncinula%20ascoma%20and%20asci.jpg

 

http://www.apsnet.org/online/Archive/1999/grape.jpg

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:51  توسط نیما  | 

Sphaerotheca

بیماری‌های قارچی سبب خسارت‌های قابل ملاحظه‌ای در مناطق توت‌فرنگی کاری سر تا سر جهان می‌شوند. بیماری‌های توت‌فرنگی به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ گروه اول عوامل بیماری‌زای خاکزاد و گروه دوم عوامل بیماری‌زای هوازاد.

سفيدك پودري
اين بيماري توسط قارچ Sphaerotheca macularis ايجاد ميشود. اين پاتوژن به قسمتهاي هوايي ميزبان از جمله برگ، گل، ميوه و دمبرگ حمله مي‌كند. بيان علايم روي برگ‌ها وابسته به رقم توت‌فرنگي دارد. در برخي از آن‌ها اولين نشانه بيماري وجود لكه‌هاي نكروزه يا قرمز رنگ روي سطح برگ و در اثر شدت بيماري در قسمت زيرين برگ هم توده قارچي ديده مي‌شود. در برخي از ارقام، شبكه‌اي از ميسليوم سفيد رنگ روي ميوه ايجاد مي‌شود. در نتيجه، ميوه قابليت عرضه به بازار را ندارد.

كنترل بيماري‌هاي توت فرنگي
نشاهاي توت‌فرنگي منبع اصلي اينوكولم قارچي در مزرعه هستند. استفاده از نشاهاي سالم يكي از بهترين روش‌هاي كنترل بيماري‌هاي توت فرنگي است. بنا بر اين، بايد ضدعفوني نشاها با قارچ‌كش مناسب قبل از انتقال به زمين اصلي صورت بگيرد. همچنين تدخين خاك خزانه و زمين اصلي باعث افزايش عملكرد شده است؛ براي مثال ضدعفوني نشا با تيابندازول، كاربندازيم و بيترتانول باعث كنترل موثر بيماري‌هاي توت فرنگي و همچنين باعث كاهش آلودگي پنهان نشاها شده است. وقتي شرايط محيطي هنگام برداشت ميوه براي آلودگي مساعد باشد، كنترل پوسيدگي ميوه مشكل است. كنترل بايد هنگام كشت نشاها و در خزانه با عمليات زراعي مناسب و به كار بردن ارقام مقاوم و همچنين استفاده از قارچ‌كش‌هاي حفاظتي صورت گيرد. برخي پاتوژن‌ها براي ايجاد مقاومت نسبت به تركيبات شيميايي جديد توانايي زيادي دارند. با وجود اين، استفاده از قارچ‌كش روش كنترلي مناسبي عليه پوسيدگي ميوه محسوب مي‌شود. براي به دست آوردن عملكرد بالا توصيه شده است حين سم پاشي قارچ‌كش‌هاي متفاوت به كار رود. كنترل سفيدك پودري و همچنين بيماري‌هاي ايجاد شده توسط G. comari وابسته به كاربرد قارچ‌كش سيستميك يا حفاظتي در زمان قبل از گل‌دهي است. براي كنترل پوسيدگي چرم مانند ميوه حتما بايد نشاها در خاك زه‌كشي شده و داراي تهويه خوب كشت شوند. همچنين استفاده از مالچ مناسب، باعث كاهش تماس ميوه با خاك شده و در نتيجه از وجود پاتوژن‌هاي خاكزي جلوگيري مي‌شود. نظر به اين كه پوسيدگي چرم مانند و كپك خاكستري به طور معمول در زمين‌هاي توت فرنگي كاري وجود دارد، ضروري است كه براي كنترل از تركيبات قارچ‌كش استفاده شود. آفتاب‌دهي خاك هم روش ديگري براي ضدعفوني خاك به شمار مي‌رود. آفتاب‌دهي خاك باعث افزايش دما تا 16 درجه در خاك مي‌شود. در اين روش، قارچ ريزوكتونيا به ميزان 75-68 درصد كاهش مي‌يابد. جمع‌آوري ميوه‌هاي كاملا رسيده و بقاياي گياهي، رعايت اقدامات بهداشتي هنگام برداشت، بسته بندي، انتقال و انبارداري و بالاخره جلوگيري از آسيب ميوه در همه زمان‌ها براي كنترل بيماري‌هاي توت‌فرنگي توصيه مي‌گردد.

آفات و بيماريهاي گياه رز

رزها همانند هر موجود زنده ي ديگري توسط عوامل مضر و مخرب مورد حمله قرار مي گيرند. عموما آفات در بهار و بيماريها در تابستان و پاييز شيوع مي يابد. قوي و سالم بودن گياه و کاشت و نگهداري خوب ميتواند تا حدي از خطر حملات آفت و بيماريها بکاهد ولي مصونيت صد در صد ايجاد نمي کند

بيماريهاي قارچي رز

 sphaerotheca pannosa vary Rosa  سفيدک پودری:

سفيدك پودري با قارچ Sphaerotheca pannos var. rosae  ايجاد مي شود كه يكي از بيماريهاي معمول رز در حيات وحش است و به خصوص در رزهاي گلخانه اي مسئله ساز است. اين بيماري با رنگ سفيد كه به صورت پودري روي برگها ،شاخه ها و جوانه ها رشد مي كند تشخيص داده مي شود.

علائم بيماري به زودي به صورت كلروتيك يا مناطق قرمز يا زخم هايي روي برگهايي كه سرانجام روي آنها مشخصه ي سفيد رنگ پودري در حال پيشرفت است ظاهر مي شود.

اين ويژگي پودري و سفيد معمولا روي سطح روي برگها ديده مي شود ،اما اين مي تواند در هر دو سطح رويي و زيري برگ اتفاق بيفتد.

وقتي ساقه هاي جوان الوده مي شوند  ممكن است ساقه ها كج و كوله و پيچ خورده شوند .برگ هاي جوان ممكن است به طرف بالا پيچ بخورند و ممكن است بد شكل شوند.

شكوفه هاي آلوده به سفيدك پودري اغلب قبل از با شدن مي افتند. سفيدك پودري مي تواند تحت شرايط خشكي در بهار يا نيمه  ي تابستان به مدتي كه هوا گرم يا نمناك است پيشرفت كند.

بر عكس ساير قارچ ها كه به آب زيادي احتياج دارند ،سفيدك پودري به رطوبت زيادي در بافت براي ايجاد آلودگي نياز ندارد.

اين قارچ اندامي براي زمستان گذراني توليد مي كند كه كوچك ،سياه و مثل فلفل است به نام كليستوتسيوم.

وظيفه ي اين اندام زمستانگذراني است كه به اين قارچ اجازه مي دهد  در غياب گياه ميزبان مناسب بقا داشته باشد.

كليستوتسيوم در گياهاني كه ريخته شده اند و اغلب منابع اينوكولوم اوليه در بهار هستند قرار مي گيرد.

ميسل قارچ در قسمت فوقاني برگ با هاکهاي تابستاني مخصوص تکثير , لايه سفيدي را مي سازند. قارچ از قسمتهاي مورد حمله قرار گرفته گياه تغذيه کرده و به آنها آسيب مي زند. شاخه ها و برگهاي جوان صدمه مي بينند. آسيب دهي قارچها در هواي گرم تابستاني با اختلاف درجه حرارت زياد در شب و روز محلهايي که امکان بروز شبنم مي باشد, خيلي بيشتر است. مبتلا شدن رزها در هواي خشک و جلوي ديوارهاي جنوبي به اين آفت خيلي زياد مي باشد . به همين سبب اين آفت به صورت حاد از سال دوم گلدهي به بعد مشاهده مي شود . بهترين راه حل, پيشگيري مي باشد. در غير اين صورت در موقع مشاهده اولين علايم حمله بايد گياه مورد نظر را به فاصله 1-2 هفته با موادي مانند 1.25 ميلي ليتر bayamat مخصوص رزها و يا 5 گرم در ليتر euparen wg  و يا يک ميلي ليتر در ليتر saprol و ياآبياري را صبح زود انجام دهيد . در نتيجه برگها زودتر از سطح خاک خشک مي شوند و اين مسئله امکان آلودگي گياه به سفيدک را کاهش مي دهد.

سفيدك پودري ميي تواند در زمستان به صورت هيف يا ريسه هاي قارچي در جوانه هاي آلوده زمستان گذراني كند.

يكي از پيشنهاد ها براي مديريت سفيدك پودري استفاده از گياهان مقاوم متنوع است .به هر حال ،از ان جايي كه مقاومت مي تواند متنوع باشد چون نژادهاي زيادي از سفيدك پودري وجود دارد ، اين مهم است كه گياهان متنوع شناخته شده در يك منطقه مقاوم باشند.

سفيدك پودر ي ممكن است با يك برنامه ي بهداشتي كه شامل كندن برگهاي علائم دار كه زود ظاهر شده اند است كاهش يابد.

براي جلوگيري از انتشار اسپورهاي سفيدك پودري روي ساير گياهان، برگها را بايد كند و سريعا داخل يكسري كيسه ي پلاستيكي قرار داد و به جاي ديگري برد.

داشتن يك فضاي مناسب بين گياهان براي تضمين جريان هواي خوب و كاهش سطح رطوبت كمك مي كند.

قارچ كش ها مي توانند مكمل ساير روش هاي كنترلي سفيدك پودري باشند

سفیدک پودری رز

* سفیدک سطحی یا پودری گل سرخ

علائم بیماری:

بیماری سفیدک سطحی شایع‌­ترین و مهم‌ترین بیماری در گیاهان گلخانه‌ای و باغچه‌ای است. علائم اولیه بیماری شامل

الف) بروز مناطق قرمز رنگ کمی برجسته و تاول مانند در سطح فوقانی برگ‌ها؛

 

ب) وجود توده سفید رنگ در قارچ که در حقیقت شامل مسیلیوم و کنیدی‌برهای آن است به صورت نواحی منفک و پراکنده در سطح برگ‌های جوان؛ که به تدریج این

 

ج) برگ­ها پیچیده و بد شکل شده؛ و نهایتاً توسط پوشش سفید رنگ قارچ پوشیده می‌شوند.

برگ‌های مسن ممکن است بد شکل شوند ولی نواحی نامنظم یا حلقوی شکل در این برگ­ها ایجاد می­گردد که توسط توده‌های قارچ پوشیده می­شوند. رشد قارچ در ابتدا روی انتهای آب‌دار و جوان ساقه بویژه در قاعده خارها دیده می­شود. توسعه حتی در هنگام بلوغ ساقه نیز ادامه دارد.

 

 

عامل بیماری:

-Erysiphe pannosa

-Sphaerotheca pannosa

قارچ عامل بیماری ممکن است گل­ها را مورد حمله قرار بدهد و بر روی دُمگل، کاسبرگ و نهنج گل بویژه هنوز زمانی که جوانه گل باز نشده است، رشد نماید. سفیدک‌­های حقیقی از راسته اریسفزو آسکوماسه هستند و سفیدک­های دروغی یا درونی بر‌خلاف سفیدک­‌های سطحی به گیاهان زینتی آسیب وارد نمی­کنند.

قارچ Erysiphe pannosa عامل بیماری، بعد از انتقال‌ به جنس Sphaerotheca pannos شناسایی شد. Sphaerotheca pannosa   بعد از آلودگی اولیه برروی گیاه میزبان یک توده نمدی شکل از مسیلیوم قارچ تشکیل می­دهد. ممکن است در برخی از ارقام آسکوکارپ قارچ عامل بیماری در توده مسیلیوم نیز مشاهده شود که تحت سه عنوان کلستو تی شیوم، کلستو کارپ و یا پری تی شیوم در منابع مختلف خوانده می­شوند.

آسکوکارپ­ها معمولاً کروی یا گلابی شکل به قطر 85 تا 120 میکرون بالغ می­شوند و دارای زاویه‌ی مسیلیومی کوتاه و قهوه­ای رنگ با دیواره عرضی هستند.

معمولاً اسفروتیکا پنوسل و رایته، هیتروتالیت است. آسکوکارپ و مسیلیوم عامل زمستان گذارنی قارچ هستند که کلستو تی شیوم‌ها در اواخر فصل ابتدا سفید رنگ و پنبه‌ای و سپس قهوه­ای، قرمز و نارنجی و در نهایت  تیره‌رنگ می­شوند.

 

 

مبارزه با بیماری:

در دنیا برخی از ارقام جدید رز تولید شده است که بسیاری از آن‌ها نسبت به بیماری سفیدک سطحی مقاوم هستند و از ترکیبات محافظت کننده در کنترل این بیماری بهره می­گیرند. هم‌چنین کاربرد قارچ­کش­هایی مثل بنومیل و تری‌فورین Triforine در کنترل بیماری مؤثر است. قطع اندام‌های هوایی آلوده در انتهای فصل و نابودی آن‌ها در مناطقی که دارای زمستان شدید هستند از زمستان گذرانی این قارچ ممانعت به عمل می­آورد. استفاده از قارچ­های محافظت کننده در یک برنامه زمانی هفت روزه با تکرار سم‌پاشی ضروری به نظر می­رسد.

 

http://strawberry.ifas.ufl.edu/plantpathfiles/PP-pm-1.jpg

http://strawberry.ifas.ufl.edu/plantpathfiles/PP-pm-1.jpg

 

http://botany.upol.cz/atlasy/system/images/ascomycetes/erysiphales/sphaerotheca-mors-uvae--mikro.jpg

 

 

http://haltonhelps.org/Egardening/IPM/powderymildew.jpg

 

http://strawberry.ifas.ufl.edu/plantpathfiles/PP-pm-5.jpg

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:51  توسط نیما  | 

podosphaera

قارچ :::::::::: Podosphaera

 

سفیدک حقیقی(پودری) سیب Apple powdery mildew

بیماری ناشی از قارچ podosphaera است. این قارچ به شاخ وبرگ جوان، گل ومیوه میزند واغلب باعث خشکیدن شاخه های جوان میشود. بروی برگ نیزایجاد پیچیدگی مینماید. گلهای آلوده چروکیده وحالت گوشتی پیدا میکند. اغلب آلودگی روی پاجوشها دیده میشود. بیماری در تمام مناطق کشت سیب دیده میشود ولی اهمیت آن در خزانه است . روی میوه ایجاد زنگار میکند . عامل انگل اجباری است پس از سلول زنده تغذیه می نماید و ریسه های قارچ درجوانه های درحال خواب زمستانگذرانی میکند.

 

کنترل شیمیایی:

1.دینوکاپ wp18.25% یک درهزار

2.دینوکاپ Ec35 % یک درهزار

3.بنومیل wp50 % نیم در هزار

4.سولفور wp80-90% و 3-4 درهزار

5.نوآریمول Ec 9% و 0.75 درهزار

توصیه : مبارزه شیمیایی رابه محض مشاهده بیماری با توجه به پیش آگاهی شروع می‌کنیم. درصورتی که سابقه آلودگی داشته باشیم هرس شاخه های آلوده در اواخر پاییز انجام داده و آنها رامی‌سوزانیم.

 

http://www.commanster.eu/commanster/Mushrooms/Asco/SuAsco/Podosphaera.fusca.jpg

 

http://botany.upol.cz/atlasy/system/images/ascomycetes/erysiphales/podosphaera-myrtillina.jpg

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:50  توسط نیما  | 

phyllactinia

بیماری سفیدک سطحی فندق

عامل بیماری : قارچ مذکور

این بیماری در اواسطط تابستان شیوع پیدا میکند و علایم ان به صورت لکه های سغید خاگستری در سرح تحتانی برگ ها ظاهر میگرد..از به هم پیوستن لکه ها فشر سفید رنگی در سطح زیرین برگ به وجود میاید.در اواخر تابستان اسکوکارپهای قارچ به صورت نقاط ریز به رنگ سیاه در سطح تحتانی برگ تشکیل میشوند.خسارت این بیماری روی فندق قابل توجه نمیباشد.

مبارزه:

جمع اوری و سوزاندن برگ های فندق و یا مدفون نمودن انها بعد از خزان از طریق انجام شخم در کنترل بیماری موثرند.با توجه به اینکه خسارت این بیماری روی فندق چندان مورد توجه نمیباشد مبارزه شیمایی توصیه نمیشود.

 

http://branchingout.cornell.edu/picturefolder/GRAPHICSCANS/DownyLfSpTop.jpg

 

http://haltonhelps.org/Egardening/IPM/powderymildew.jpg

 

http://botany.upol.cz/atlasy/system/images/ascomycetes/erysiphales/phyllactinia-fraxini.jpg

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:49  توسط نیما  | 

Microsphaera

قارچ:::::::::   Microsphaera

  خانوادهErysiphaceae  سفيدكهاي پودري

قارچهاي اين خانواده انـگل اجبـاري گياهان هستند و ايجاد بيماريهاي مهمي به نام سفيـدك پودري يا سفيدك حقيقي و يا سفيدك سطحي (Powdery mildew) در گياهان مي كنند. سفيدكهاي پودري بيشتر در منـاطق گرم ومرطوب شايع هستند، هر چند كه در شـمال كشور نـيز گسترش دارند تشكيل ميسيليوم و تـعداد فراواني كنيد يوم سفيد رنگ در هر دو سطح برگ گيا هان بخصوص در سطح فوقاني  يك حالت پودري را بوجود مي آورد. در اواخر فصل رشد در روي پوشش سفيد رنگ ميسليومي، نقاط ريزسياه رنگي كه همان اندامهاي جنسي قارچ يا آسكوكارپ ها مي باشند ، تشكيل مي‏گردد.قارچهاي اين خانواده اكثراً سطحي(Ectoparasite)  هستند و ميسليومها در سطح  سلولها ي ميزبان مستقربوده وتوليد مكينه‌هائي مي‌كند كه مستقيماً وارد سلولهاي اپيدرم مي‌شود، فرم غيرجنسي اينها Oidiopsis،  Ovulariopsis ،Oidium  مي‌باشد وفـرم جنسي آن كه در اين خانواده قرار دارد، به نام قارچ  ,Microsphaera مي‌باشد. اين جنس از قارچها از طريق مشخصات زوايد اطراف آسكوكارپ، تعداد آسك در آسكوكارپ و از فرم غير جنسي آنها از يكديگر متمايز مي‌شوند.

بيولوژي عامل بيماري

انتشار بيماري در طول فصل رشد توسط كنيديومهائي صورت مي گيرد كه به آساني به كمك باد منتشر شده و زمستانگذراني در بسياري از گونه ها توسط آسكوكارپ انجام مي‏شوند، آسكوكارپ در دوره فعاليـت گيـاه شكل مي‌گيرد و سپس تا بـهارسال بعد روي برگهاي ريخته شده و يا بقاياي گيـاهي ويا روي ساقـه زنده گيـاه باقي مي ماند. پس از مساعد شدن شرايط آب و هوائـي، آسكوكارپها مقداري آب جذب كرده و آسكها از آنهاخارج مي‏شوند و با پاره شدن نوك آسكها، آسكوسپورها به بيرون پرتاب شده و در شرايط مساعد با جوانه زني اسكوسپورها، آلودگي اوليـه ايجاد مي‏شود و سپس كنيد يها يا اسپورهاي غير جنسي تشكيل و آلودگيـهاي ثـانويه بعدي را بوجود مي‌آورند.

 

Microsphaera : زوائد اطراف آسكوكارپ در انتها دو شاخه‌اي مي‎شود و چندين آسك درهر آسكوكارپ وجود دارد. گونه‌هايي از اين جنس عامل سفيدك پودري بلوط و زرشك هستند.

 

http://www.apsnet.org/pd/xtras/2003/0128-03E2.jpg

http://botany.upol.cz/atlasy/system/images/ascomycetes/erysiphales/microsphaera-vanbruntiana.jpg

 

http://botit.botany.wisc.edu/images/332/Ascomycota/Plectomycetes/Microsphaera_append_tjv.low.jpg

 

http://www.biolib.cz/IMG/GAL/8026.jpg

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:49  توسط نیما  | 

Leveillula

بیماری سفیدک سطحی توسط گونه های مختلف خانواده Erysiphaceae ایجاد می شود . در ایران قارچ Leveillula solanacearum اولین بار در سال 1349 توسط ارشاد از منطقه قصر شیرین گزارش شده است . قارچ Leveillula taurica علاوه بر بادمجان روی گوجه فرنگی و سیب زمینی خسارت وارد می کند .

نشانه های بیماری

علائم بیماری مربوط به قارچ Erysiphe polyphaga بدین صورت است که در روی برگ ها لکه های سفید کثیف که همان میسلیوم ها و اسپرهای قارچ هستند به وجود می آید . این لکه ها ابتدا کوچک و گرد بوده سپس زاویه دار می‌شود . در روی سطح زیری و روئی برگ گسترش می یابد و تمام برگ ، دمبرگ و ساقه را فرا می گیرد . برگ های پایین زودتر مورد بیماری قرار می گیرد برگ های سفیدک زده ممکن است زرد شده ،ممکن است بمیرند .


قارچ Leveillula taurica که مرحله غیر جنسی آن Oidiopsis taurica می باشد . در روی بادمجان علائم در سطح روئی برگ به صورت لکه های زرد کم رنگ در اندازه های مختلف ظاهر می شوند . در سطح زیرین برگ این لکه ها با یک پوشش سفید رنگ پوشیده می گردند. سرانجام این لکه ها به هم متصل و سپس برگها خم می شوند ، اما نمی‌افتند.

قارچ Leveillula taurica با سایر سفیدک های سطحی متفاوت است زیرا رشته های این قارچ مستقیماً به داخل بافت نفوذ می کند . و حدود 4 کنیدیوفر از یک روزنه خارج می شوند . در روی هر کدام از این کنیدیوفرها فقط یک کنیدی تولید می شود . بعد از مدتی که کلیستوتس ها حاوی آسکوسپور هستند که می توانند زمستان را بگذرانند . کنیدی های تولید شده در سطح زیرین برگها به وسیله باد گسترش می یابند .

http://www.umassvegetable.org/images/soils_crops_pest_mgt/disease/tomato_powdery_mildew.jpg

http://www.scielo.br/img/revistas/fb/v30n2/a17fig01.gif

 

http://www.agf.gov.bc.ca/cropprot/images/ppm.jpg

 

 

http://www.avrdc.org/LC/tomato/powmildew03head.jpg

 

http://plantpath.wsu.edu/whatsnew/images/images%202006/research%20highlights%202006/Glawe%20Powdery%20mildew%20fungus%20Leveillula%20taurica%20attacking%20onion%20leaf%20cells.jpg

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:48  توسط نیما  | 

Blumeria

گونه Blumeria graminis، از قارچهای مولد سفیدکهای سطحی، یکی از بیمارگرهای مهم است که خسارت شدیدی به انواع غلات وارد می کند. علی رغم اهمیت این قارچ، اطلاعات در مورد ساختار فیلوژنتیک Blumeria graminis اندک است. در این مطالعه آنالیز فیلوژنتیک Blumeria graminis بر اساس توالی چهار ناحیه دی ان آی (شاملITS, 28S rDNA, chitin synthase 1, b-tubulin) انجام شد. تجزیه وتحلیل¬ها نشان دادند که ناحیه کد کننده پروتیین دارای اطلاعات بیشتری نسبت به ناحیه دی ان آی ریبوزومی هستند و برای آنالیز فیلوژنتیک این قارچ مفید هستند. این تجزیه و تحلیل فیلوژنتیک 9 ناحیه مشخص در Blumeria graminis مشخص کرد که به طور کلی بر اساس کلیه درخت های تکاملی به دست آمده بر اساس چهار ژن فوق مورد تایید قرار گرفت. جدایه های به دست آمده از یک میزبان خاص به یک گروه خاص تعلق داشتند به استثنای جنسهای Lolium و Bromus، که جدایه های آنها به ترتیب در دو و سه گروه قرار گرفتند. جدایه های Agropyron، Secale ، Triticum ، یک گروه ویژه تشکیل دادند (گروه Triticum)که دارای توالی DNA یکسان یا نزدیک به هم بودند. گروه Hordeum یک گروه خواهری با گروه Triticum تشکیل داد و گروه Poa و Avena دور از دو گروه قبلی قرار گرفتند. این ارتباط های فیلوژنتیک در Blumeria graminis به خوبی با جدا بودن تولید مثلی بین فرمهای اختصاصی و نیز روابط فیلوژنتیک بر اساس مطالعات سیتولوژیک مطابقت دارد. انجام آزمونهای Shimodaira–Hasegawa و Templeton با استفاده از توالی چهار ناحیه از DNA، توپولوژی گیاهان میزبان را به طور معنی دار رد نمود. بنابر این احتمال تکامل هماهنگ بین Blumeria graminis و میزبانهای آن در این مطالعه نامشخص است.

http://www.commanster.eu/commanster/Mushrooms/Asco/SuAsco/Blumeria.graminis.jpg

 

http://www.commanster.eu/commanster/Mushrooms/Asco/SuAsco/Blumeria.graminis2.jpg

 

http://www.agroatlas.ru/content/diseases/Hordei/Hordei_Blumeria_graminis/Hordei_Blumeria_graminis.jpg

 

http://www.uoguelph.ca/~gbarron/MISC2003/conidi33.jpg

 

http://www.biology.ed.ac.uk/research/institutes/plant/pages/staff_pages/G_Loake_files/powdery_mildew_pathogen.jpg

 

http://www.blugen.org/images/blumeria1.png

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:40  توسط نیما  |